محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )
322
تاريخ الطبرى ( فارسي )
* ( فَلأُقَطِّعَنَّ أَيْدِيَكُمْ وَأَرْجُلَكُمْ من خِلافٍ وَلأُصَلِّبَنَّكُمْ في جُذُوعِ النَّخْلِ 20 : 71 ) * [ 1 ] » يعنى : به خداى هارون و موسى ايمان داريم . فرعون گفت : « دستها و پاهايتان را به عكس يك ديگر مىبرم و بر تنه هاى نخل آويزانتان مىكنم . » و آنها را بكشت و دست و پا ببريد و به روايت ابن عباس گفتند : « خدايا ما را صبورى ده و مسلمان بميران . » گويند : در آغاز روز جادوگر بودند و پايان روز شهيد . و اقبال بنى اسرائيل بالا گرفت و قوم فرعون به دو گفتند : « * ( أَ تَذَرُ مُوسى وَقَوْمَه لِيُفْسِدُوا في الأَرْضِ وَيَذَرَكَ وَآلِهَتَكَ 7 : 127 ) * [ 2 ] » يعنى : « چرا موسى و قوم او را مىگذارى كه در اين سرزمين فساد كنند و ترا و خدايانت را واگذارند . » و خدايان وى چنان كه ابن عباس گويد گاو بود و چون گاوى نكو پيدا مىشد مىگفت تا آن را پرستش كنند و گاوى براى پرستش آنها معين كرد . پس از آن خداى عز و جل به موسى فرمان داد كه بنى اسرائيل را از مصر بيرون برد و فرمود : « بندگان مرا هنگام شب ببر كه دنبالشان مىكنند . » و موسى به بنى اسرائيل فرمان داد كه براى خروج آماده شوند و بگفت تا زيور از قبطيان به عاريه گيرند و بفرمود تا كسى رفتن خويش را ندا ندهد و تا صبح در خانه ها بمانند و هر كه بيرون رود نام موسى يا عمرو به زبان آرد و بفرمود تا هر كه بيرون شود با دست خون آلود بر در خانه نقش كند تا معلوم باشد كه بيرون رفته است و خدا همه زنازادگان قبطى را كه از بنى اسرائيل بودند به بنى اسرائيل پس برد و همه زنازادگان بنى اسرائيل را كه از قبط بودند به قبطيان پس برد ، و موسى گفت :
--> [ 1 ] طه : 70 [ 2 ] اعراف : 126